درود بر شما حمالهای با جوهر!
روده درازی هرچه بیشتر، بهتر!
کله و زانو هرچه خشکتر، خوشتر!
دور از هر شور و حال و شوخ طبعی
همیشه در میانه عالم میانمایگی
بی نبوغ و بی فروغ!
پ.ن: نباید از تشویق عده ای کوتاهی کرد ...
آه...شاید بهتر باشد اشاره گران و خندانان بگویند...آیا میگویند؟
چندان که باید ماهیگیری آموخته ام، بل بیش از حد کفایت و مهارت. گفته ها و سخنانم همه قلاب ماهیگیری اند. اما میگویند پس چرا چیزی به چنگ نیاورده ای؟ چه بگویم که مرا سرزنش نباید کرد. ماهیی در کار نبوده است!!!
شخصی افکار و طریق اندیشه مرا نمی پسندید حال آنکه ناتوان از درکش بود. ناگهان براشفت چندان گفت که:"شما را جز عاقلان دسته بندی کردن به همان اندازه احمقانه است که جویدن آب زیر دندان!" گفتم:"عقیده شما محترم است." دوستی خشمگینانه گفت:"چطور چنین جسارتی محترم است؟" پاسخ گفتم:"سخنش فقط محترم بود و نه مهم. حتی نه مهمتر از جویدن آب زیر دندان!" چندان خار شد که دیگر دم برنیاورد.
مرا گفتند فلان مزاحت نزد حاملان سخنت به وی صفرا فزود. ترسيدم. پرسيدم: برداشت وی چگونه بود؟ گفتند: وی به استواری اخلاقت آگاه بود. پس برداشت حاملان را نپذيرفت، که حتی خودش را علت مزاح تو و خطا کار دانست. بسيار گريستم و خود را لعنت کردم. گفتم: چه بسيارند انسانهايی که نزد من خوبند. باری وی بيش از حد خوب بود و من بيش از حد بد...
پی نوشت:...