2. شروع پاييز مصادفه با کار بيشتر، درس و مدرسه و در کل چه بخوايم چه نخوايم سرمون گرم ميشه. يعنی کمتر وقت ميشه به زخمهای کهنه و قديمی (؟؟) خود برسيم. خودمونو يه جورايی فراموش ميکنيم، فرار ميکنيم - آنکه دنبال شادمانی ميدود، شادمان نيست...
3. مشاهده افتادن يک برگ خشک شده از شاخه درختان، خش خش برگها زير پا، وزش باد از لابلای درختان و . . . فصل پاييز دنيای الهامات شاعرانه - غم و اندوه مهمترين مايه شعر دوره جديد...
در آخرين روزای شهريور تو کوچه و خيابون، تو خيلی از وبلاگ ها ميشنوم و ميخونم که همه بلأخص هم سن و سالهای خودم پاييز دوست دارن و بی صبرانه منتظرشن...
پی نوشت۱: اين نوشته نه به پاييز ربط داره و نه به اونايی که فصل مورد علاقشون پاييزه!
پی نوشت۲: پاییز بهترین فصل برای خندیدن.
پی نوشت۳: من شخصا بهار بیشتر دوست دارم.