بخش اعظم عشق چيزی نيست جز غيرت و خودخواهی. عاشق همواره از معشوق خود خواستار اين است که تنها او را دوست بدارد و شريکی برای او قرار ندهد. چه درد و رنج عجيبی تحمل ميکند زمانيکه معشوقش حتی کوته نظری، کوته لبخندی به ديگری نشان ميدهد!
شباهتی است بين اينها و آنچه که گفته اند او گفته: "من خدای تو هستم و تو نبايد خدايان ديگر را شريک من قرار دهی!". . . براستی با اين خدای عاشق چه بايد کرد؟
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 23:29  توسط سامان
|