تبليغاتX
ناگهان اندیشه - تو
یکی از دلایل خداگریزی من در سالهای اخیر، نفرتم از این بود که جمعی، همه امید خود را به خدا میبندند و نگاهها به آسمان دوخته، دستها را به هم گره میکنند و منتظر فضل و رحمتی هستند که منشا آن برایم مجهول بود. این گريز از تلاش و این تسلیم ذلت بار و اين امید واهی، یکی از دلایل عقب ماندگی ملتهایی مثل ملت ایران است.
اما بعضی اوقات، حوادثی رخ می دهد که جریان بسیاری از امور را تغییر میدهد. خوشیها را به ناخوشی و امیدها را به یاس تبدیل می کند، و یا بر عکس آن، از دل نا اميدی، بی هیچ دلیل پیش بینی شده ای، برق امید می درخشد. چه در امور ساده زندگی چه در مراتب عالیتر.
نمیدانم این عامل پنهان چیست، ولی برای راحتی اسم آن را خدا میگذارم.

پ.ن: لا تطمئن القلوب الا بذکر الله.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 14:24  توسط سامان  |